اخبار  ›  ویژه  ›  بازگشایی جعبه سیاه روابط    

معادلات چندمجهولی مدیریتی وزارت نفت در سال آخر؛
۱۳۹۹/۰۴/۰۶ ۱۹:۳۹

بازگشایی جعبه سیاه روابط «زنگنه» و «کرباسیان»/ وزیر نفت هم طرفدار «مدیرعامل شرکت نفت» شد !


بازگشایی جعبه سیاه روابط «زنگنه» و «کرباسیان»/ وزیر نفت هم طرفدار «مدیرعامل شرکت نفت» شد !

به گزارش خبرنگار انرژی نیوز، اشتباه نکنید، اگر «بیژن زنگنه» با «علی کاردر» بر سر برخی مسائل جزئی اختلاف‌نظر داشت اما کوچکترین اختلافی امروز بین وزیر و مدیرعامل شرکت نفت وجود ندارد. یک واقعیت را نمی‌توانیم انکار کنیم، «مسعود کرباسیان» به وزیر نفت تحمیل شد، نه «کرباسیان» علاقه‌ای به حضور در شرکت نفت داشت و نه «زنگنه» از قبل برای حضور او در شرکت نفت برنامه‌ریزی کرده بود. «زنگنه» رفت تا حکم ابقای «علی کاردر» را بگیرد اما به او گفتند که باید با «کرباسیان» کار کنید.

در روزها و هفته‌های نخستی که حکم مدیرعاملی شرکت ملی نفت برای «کرباسیان» صادر شود، تقریبا جامعه صنعت نفت از آن نیروی شاغل در دورترین منطقه عملیاتی صنعت نفت بگیرید تا مدیران ارشد و معاونان وزارت نفت این انتصاب را «نمایشی و سیاسی» تصور می‌کردند. «کرباسیان» قرار است هفته‌ای یک بار نقش «مبصر» را در هیات مدیره شرکت نفت بازی کند و احتمالا  چند صفحه‌ای کتاب بخواند و اگر کارتابلی هم وجود داشت چند امضای پای کاغذهایی که وزیر سرنوشت آنها را تعیین تکلیف کرده، بیاندازد.

عمر مدیریت «مسعود کرباسیان» در شرکت نفت هنوز به دوسال نرسیده است اما امروز به صغیر و کبیر اثبات شده که او نه مدیرعاملی تزئینی و نمایشی نیست و نه قرار است نقش «ماشین امضای» مقام عالی وزارت را در شرکت نفت بازی کند، نقشی که با تمامی احترامی که برای «علی کاردر» قائل هستیم حدود دو سال در شرکت نفت بدون کوچکترین اشکالی بدون نقص ایفا کرد.

وقتی نیم نگاهی به مسئولیت‌ها و ماموریت‌های «سیف الله جشن‌ساز»، «احمد قلعه بانی»، «رکن‌الدین جوادی» و «علی کاردر» در شرکت نفت به‌عنوان مدیرعامل می‌اندازیم باید گفت که «کرباسیان» این روزها به مستقل‌ترین مدیرعامل شرکت نفت دست کم در طول یک‌دهه گذشته تاکنون تبدیل شده است. او به بدهی انباشته «ملی حفاری» ورود می‌کند و با دستور او یک شبه یک‌هزار میلیارد تومان مطالبات معوق «ملی حفاری» پرداخت می‌شود. «کرباسیان» با صدور دستوراتی صریح مشکل «نفتکش»ها را حل می‌کند تا شرایط تولید و فروش نفت خام و میعانات گازی کشور در اوج تحریم قفل نشود. در اثبات استقلال مدیریتی «کرباسیان» می‌توان مصادیق متعدد مدیریتی دیگری را هم تشریح و تبیین کرد که در شرایط تحریم شاید رسانه‌ای کردن آنها جز گل به خودی دستاورد دیگری ندارد.

«مسعود کرباسیان» در حوزه مدیریت تعارف با کوچک و بزرگ ندارد و اگر پای صحبت مدیران ارشد شرکت نفت بنشینید یک جمله در توصیف «کرباسیان» می‌گویند، «مدل مدیریتی او به مراتب سختگیرانه تر از زنگنه است». با این تفسیر عده‌ای احتمالا می‌گویند که در زمین بازی نفت دو نفر همزمان نمی‌توانند قدرت‌نمایی کنند؟ مگر می‌شود «کرباسیان» مستقل باشد با «زنگنه» هم اتفاق نظر داشته باشد و اختلافی بین آنها وجود نداشته باشد؟

بله، این اتفاق در صنعت نفت افتاده است، چگونه؟ «زنگنه» و «کرباسیان» در کلاس سیاست ایران هر دو شاگرد اول هستند و هر دو به آن مرحله از شعور و درک سیاسی رسیده‌اند که طوری یکدیگر را مدیریت کنند که به اصطلاح نه سیخ بسوزد و نه کباب. نکته دوم، بر خلاف «زنگنه»، «کرباسیان» چهره‌ای تقریبا مقبول در جامعه اصولگرایان است و اگر منتقدان و تندروها به دلیل «کرسنت»، «توتال» و ... می‌توانند وزیر را تحت فشار قرار بدهند اما از نظر آنها «کرباسیان» تاکنون چنین دست گل‌هایی به آب نداده ضمن آنکه «زنگنه» هم از این واقعیت به خوبی آگاه بوده و می‌داند در این سال آخر به مدد کرباسیان می‌تواند از گزند بسیاری از تیرهای نامرئی مخالفان و منتقدانش در امان بماند و رسما خودش هم به جمع طرفداران «مسعود کرباسیان» پیوسته است.

«زنگنه» به ایستگاه پایانی مدیریتی خود دست کم در وزارت نفت رسیده و حتی اگر از او به‌عنوان معاون اول احتمالی دولت احتمالی «جهانگیری» یاد می‌کنند اما قطعا عمر وزارت او در نفت به سر آمده و در سال پایانی او قطعا «استیضاح» نخواهد شد و بزرگانی که با هفت سال وزارت او در دولت روحانی کنار آمده اند آن قدر صبور و شکیبا هستند که این یکسال پایانی را هم تحمل کنند اما قطعا با شکل‌گیری آرایش جدید کمیسیون انرژی مجلس او روزهای سخت و پر از پرسش و پاسخی را پشت سر می‌گذارد. نکته دیگر آن است که قرار نیست «زنگنه» استیضاح یا برکنار شود زیرا با رفتن او پیش از پایان دولت برخی از معادلات مدیریتی آینده نفت به هم خواهد ریخت.

درست در روزهایی که جمعیت طرفداران «مسعود کرباسیان» در صنعت نفت رو به افزایش است، دستور انزوای وزیر نفت آن هم از سوی «بیژن زنگنه» صادر شده است. اگر «کرباسیان» به خاطر چند اقدام نصف و نیمه در حوزه منابع انسانی درصد مقبولیت و محبوبیتی داشته باشد، «زنگنه» نه تنها محبوب نیست که تحولات روزهای آینده نشان می‌دهد که کارکنان نسبت به عملکرد او نقدهای جدی دارند. در جامعه مدیریتی هم «زنگنه» هرچند مقبولیت خود را حفظ کرده اما دیگر محبوب نیست و پس از ماجرای برکناری «پیروز موسوی» و استعفای «محسن دلاویز» و سلسله تبعیض‌های زنجیره‌ای که در بی‌خبری رسانه‌ها به وقوع پیوسته آن هم در بی‌تفاوتی محض «زنگنه»، او محبوبیت خود را از دست داده و یاران وفادار او یکی پس از دیگری خود را به ساحل امن «حاشیه» می‌رسانند تا این چند صباح آخر صرفا دوری و دوستی کنند.

در پایان «زنگنه» برگ برنده‌ای دارد که شاید بزرگترین حلقه مفقوده «مسعود کرباسیان» است، دستیار ویژه او برگ برنده‌ای است که به بدون دریافت امتیازهای خاص به او وفادار مانده و رفتارهای خاص آقای همیشه وزیر هم بر روی اعتقادات و وفاداری او به «زنگنه» تاکنون سایه ننداخته است و بر خلاف حاشیه سازی رسانه‌های زرد اما او هرچند همواره در حلقه اول قدرت مدیریت کرده اما به همان نسبت هم تاکنون پاکدامن است. تجربه «حاجی واشنگتن»ها نشان داده که پیدا کردن شبیه چنین دستیارانی آن هم در صنعت پر پول، رانت و قدرتی همچون نفت تقریبا غیرممکن است ...



بازگشت به  اخبار نسخه قابل چاپ

دیدگاه مخاطبان
لطفا برای درج دیدگاه خود فرم زیر را تکمیل نمایید.


نام:
پست الکترونیک:
تلفن همراه:
متن دیدگاه:
لطفا عدد مقابل را در
فرم روبرو وارد کنید:
Visual CAPTCHA

باشگاه مشتریان

ایمیل:

رمز عبور:

برای دریافت مشخصات کاربری خود پست الکترونیک اشتراک خود را در فرم زیر وارد نمایید.


خبرنامه

بـرای عـضویـت در خـبـرنـامـه انرژی نیوز، پـسـت الکترونیک خود را وارد کنید.


نفت,انرژی,